خرید بک لینک
من تلخم و خراب... چه داری برای من؟

ساقی، به جز شراب چه داری برای من؟

كافی ست وعده های دروغين عشق، آه!

سیرابم از سراب، چه داری برای من؟

يا رب، به غير رنج چه ديدم ز روزگار؟!

جز وعده ی عذاب چه داری برای من؟

بايد شبيه مردم همعصر خود شوم

صورتگرا! نقاب چه داری برای من؟

روزی اگر بپرسمت اين بود رسم عشق؟

ای بی وفا، جواب چه داری برای من...؟

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

شب در طلسم پنجره وا مانده بود و منبغضی میان حنجره جا مانده بود و من با آن همه غریو و غرور پلنگی امیک دره انعکاس صدا مانده بود و من بر خانه ای که آینه حسی سه گانه داشتابلیس مانده بود و خدا مانده بود و

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم آشنایِ من و بیگانه تو را گم کردم عشق! ای شاهدِ آن نیمهشبِ بارانیدر همان کوچه، همان خانه تو را گم کردم در همان لحظه، همان ثانیهی بیتابیبا همان حالِ غریبانه تو را گم

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

چه شب بدی است امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشبز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟ به هوای مهربانی، ز تو کرده روی و هرگزبه عتاب و

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم استباز این چه رستخیز عظیم است کز زمینبی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم استاین صبح تیره باز دمید از کجا کزوکار جهان و خلق جهان جمله د

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفتدوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت شکیب درد خموشانه ام دوباره شکستدوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشستصدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت زهی پس

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

دلت چه شد که از آن شور و اشتیاق افتاد ؟چه شد که بین تو و من چنین نفاق افتاد ؟ زمان به دست تو پایان من نوشت آریمسیر واقعه این بار ، از این سیاق افتاد دو رودخانه ی عشق من و تو شط شده بودولی دریغ که راهش

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافتزمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانیدوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شدکه عشق

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

مگر، این بادخوش ، از راه عشق آباد ، می آید؟که بوی عشق های کهنه ، ازاین باد ، می آیدکجا و کی ، دراین اقلیم ، بی معنی است ، این عشق استوعشق ازبی « زمان » ، از « ناکجا آباد » می آیدبه هفت آرایی مشاطه گان

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

گلدانی از بنفشه و از یاس خالی امزردم، دچار حادثه ی خشکسالی اماز روی رف به گوشه ی دالان رسیده امروزی بلور بودم و حالا سفالی امهروقت نامه داد و سراغ مرا گرفتبی لحظه ای درنگ نوشتم كه: عالی ام!يعنی نخواست

برچسب: نویسنده: یگانه صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

صفحه بندی